سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
mp3 player شوکر

برای خودم باصدای بلند

سلام دوباره اومدم درد دلمو شروع کنم میخام ناگفته های قلبمو براتون بنویسم

 


ارسال شده در توسط شیخ احمد

 


برای دریافت موشکی فوق العاده‌ پیشرفته به روسیه رفته بودم و از ژنرال روسی خواستم تا فناوری این موشک را در اختیار ما قرار دهند که آنان خندیدند و گفتند که امکان ندارد این فناوری تنها در اختیار روسیه است. علیرضا زاکانی در همایش جبهه متحد اصولگرایان با اشاره به شهادت جمعی از پاسداران انقلاب اسلامی در جهاد خودکفایی به نقل خاطره ای از شهید مقدم پرداخت و گفت: یکی از درس آموزان و الگوهای این عرصه، شهید حسن تهرانی مقدم بود که برای من افتخار بود که مدتی در کنار وی حضور داشتم.رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان خاطرنشان کرد: شهید حسن تهرانی مقدم یک روز صبح و پس از نماز دست بنده را گرفت و خاطره‌ای برایم تعریف کرد؛ این شهید بزرگوار در تشریح این خاطره گفت که برای دریافت موشکی فوق العاده‌ پیشرفته به روسیه رفته بودم و از ژنرال روسی خواستم تا فناوری این موشک را در اختیار ما قرار دهند که آنان خندیدند و گفتند که امکان ندارد این فناوری تنها در اختیار روسیه است.وی افزود: شهید تهرانی مقدم در بخش دیگری از یک خاطره بازگو کرد که به آنها گفتم ما این موشک را می‌سازیم که دوباره ژنرال روسیه خندیدند و پس از بازگشت تلاش کردیم تا آن را بسازیم اما نشد اما تنها راهی که به ذهنم رسید این بود که به خدمت ثامن الحجج بروم.زاکانی خاطرنشان کرد: شهید حسن تهرانی مقدم 3 روز تمام در حرم امام رضا (ع) توسل و توجه داشت تا راهی به ذهنش برسد و در روز سوم عنایتی شد و مدلی به ذهنش رسید و احساس کرد گمشده خود را پیدا کرده است.این نماینده مجلس تصریح کرد: شهید تهرانی مقدم پس از اتمام زیارت خود بر روی دفترچه نقاشی دخترش مدل این موشک را کشید و در تهران آن را عملی کرد و این موشک بهتر از مدل روسیه بود.رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان تاکید کرد: این میانبرها است که ملت ایران را در راه رسیدن به اهداف بالای خود موفق می‌کند و جز در سایه وحدت نمی‌توانیم به این اهداف برسیم چنانکه شعار این گردهمایی بصیرت و وحدت در سایه ولایت است.
منبع:وبلاگ دیگم http://porsesh3.blogfa.com/


ارسال شده در توسط شیخ احمد
مناظره درباره ایمان حضرت ابوطالب (ع) با چند طلبه ی سنی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط فریاد   
جمعه ?? تیر ???? ساعت ??:??

در جلسه ای که چند طلبه ی اهل سنت حضور داشتند یکی از آنان با قیافه ای حق به جانب  گفت : چرا شما شیعیان ، ابوطالب پدر امام علی (علیه السلام )را مسلمان می دانید ، در حالی که او مسلمان نبوده و در حال کفر از دنیا رفته است  ؟
گفتم : خطبه ی عقد پیامبر (صل الله علیه و آله ) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) را چه کسی خوانده است ؟
گفت : نمی دانم .
گفتم : در کتاب نورالیقین نوشته شده  است که خطبه ی عقد پیامبر (صل الله علیه و آله ) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) را ، حضرت ابوطالب (علیه السلام ) خوانده است و خطبه ی عقد ، با این جمله شروع شد :  الحمد لله الذی جعلنا .. ... . 
گفتم : اگر ابوطالب (علیه السلام )کافر و بت پرست بود چرا نگفت : الحمد للات یا الحمد للعزی . چرا به دو بت بزرگ ، قسم نخورد و به خداوند قسم خورد . و در ادامه می فرماید: والله بعد هذا نباء عظیم و ... باز هم به خداوند قسم می خورد نه به لات و عزی . حال که ابوطالب (علیه السلام ) در چند جا از الله نام می برد نه بت ها ، پس چگونه می گویید او کافر و بت پرست بوده ؟
گفتم : من سوالی از شما دارم : آیا از نظر فقهی جایز است که یک فرد کافر ، خطبه ی عقد دو مومن را بخواند ؟ اگر بخواند چه حکمی دارد ؟
گفت : نه ، نمی تواند بخواند و اگر بخواند عقد واقع نمی شود ؟
گفتم : برادران ! شما که می گویید ابوطالب (علیه السلام )کافر بوده معنایش این است که نکاح پیامبر ( صل الله علیه و آله ) با خدیجه ی کبری (سلام الله علیها ) شرعی نبوده و این بزرگترین توهین به پیامبر (صل الله علیه و آله ) است  !!!
ادامه دادم و گفتم : خداوند در قرآن می فرماید : ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم  . یاری کردن خدا ،  به دو صورت است  1. اینکه دین خدا را یاری کنید 2. اینکه پیامبر خدا را یاری کنید . نتیجه ی یاری کردن این است که خداوند هم ،  شما را یاری می کند و قدمهای شما را ثابت می کند . مگر در کتاب ها نیامده است که حضرت ابوطالب ( علیه السلام ) ،  سرپرست پیامبر ( صل الله علیه و آله )در دوران کودکی بوده و از ایشان بیش از فرزندانش مراقبت کرده تا اینکه بزرگ شد .  در مکه ، یگانه حامی پیامبر( صل الله علیه و آله ) بود و در سه سال محاصره ای اقتصادی مسلمانان ، به کمک مسلمانان رفت وجانشان را نجات داد . آیا خداوند در پاسخ به  یاری پیامبرش او را به جهنم می برد ؟ خداوند که فرمود : ان تنصر الله ینصرکم . این چه نوع نصرتی است که خدا انجام داده است ؟  
من از شما می پرسم : اگر ابوطالب مشرک و کافر بود پس چرا پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) در تشییع جنازه اش شرکت کرد  و سال وفاتش را عام الحزن یعنی سال اندوه و ناراحتی نامید  ؟ آیا پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) از مردن یک مشرک به قدری  ناراحت شده که یک سال محزون و ناراحت بود ؟ آیا اینها دلیل ایمان ابوطالب (علیه السلام ) نیست ؟
این مطالب را که گفتم ،‌ هیچ نگفتند و ساکت شدند .


ارسال شده در توسط شیخ احمد

رزمنده بسیجی حدوداً 16 ساله بود و تازه هم پایش به جبهه باز شده بود.
او را به عنوان دژبان در ورودی موقعیت عقبه لشکر تعیین کرده بودند و بازرسی عبور و مرور خودروها را برعهده داشت.

«حاج حسین خرازی» فرمانده لشکر 14 امام حسین(ع)، به اتفاق دو نفر از مسؤولان لشکر، سوار بر تویوتا قصد داشتند از این پست دژبانی رد شوند، اما دژبان تازه وارد که از روی چهره، حاجی و همراهانش را نمی شناخت، گفت: «کارت شناسایی! »
حاجی گفت: «همراهمان نیست.»
دژبان گفت: «پس حق ورود ندارید.»


یکی از همراهان خواست حاج حسین را معرفی کند، اما با اشاره حاجی حرفش را خورد. هرچه اصرار کردند، فایده نکرد. دژبان فقط کارت شناسایی می خواست.
همراهان حاج حسین که حوصله شان سر رفته بود و معنی صبر حاج حسین را هم نمی فهمیدند، شروع کردند به درشتی کردن تا شاید جوانک را وادار کنند کوتاه بیاید.
بسیجی نوجوان هم کم نیاورد و با لحنی آمرانه گفت: «بلبل زبونی می کنید! زود بیایید پایین دراز بکشید رو زمین، یه کم سینه خیز برید تا بفهمید این جا خونه خاله نیست.»
حاج حسین به همراهان خود گفت: «هرکاری می گوید انجام دهید.»

 


ارسال شده در توسط شیخ احمد

مردم ایران تکن


ارسال شده در توسط شیخ احمد

 

 

 

خودم با این عکس لذت میبرم پیرمردی که با کمبودهای زندگی و فقر اما خیلی با امید بود


ارسال شده در توسط شیخ احمد

عشق


ارسال شده در توسط شیخ احمد

 این نامه یکی از بچه های مدرسه رسول اکرم (ص)فهرج که باهمان زبان کودکی به امام رضا(ع)نوشته معرفت به امامو ببین(دوستم آقای شجاعی رفته بود این مدرسه برا تبلیغ برا خداحافظی گفته بود از مشهدم همونجا وبه سرعت خیلیها نامه نوشتند برا آقا)

عشق به امام

 عشق به امام


ارسال شده در توسط شیخ احمد

یک کارت برای امام رضا ،مشهد . یک کارت برای امام


 


 زمان، مسجد جمکران . یک کارت برای حضرت معصومه،قم .این یکی را خودش برده بود


انداخته بود توی ضریح . « چرا دعوت شما را رد کنیم؟ چرا به عروسی شما


 


کی بهتر از شما؟ ببین همه آمدیم. شما عزیز ما هستی .» حضرت


زهرا


 


آمده بود به خوابش ، درست قبل از عروسی!


ارسال شده در توسط شیخ احمد

اللهم ارزقنا


ارسال شده در توسط شیخ احمد
   1   2      >